اسحاق بن اسماعيل دهلوى
49
غاية الشفاء
و اگر بول رنگين و نبض سريع باشد بايد او آن كشكاب و هيچ غذا نخورد بهتر است و بسكنجبين فقط قناعت كند و الا نه در آخر نوبت كشكاب يا شكر خورند يا آب سرد و شكر و روز آسايش زيره بادغور با بدراج و طيهوج و چوزه مرغ خانگى و اندرين بيمارى نخست طعامهاى غليظ و تر بايد داد تا بتدريج لطيف گردد و هرچند كه بانتها نزديكتر شود غذا لطيفتر مىبايد داد و روز آسايش ساكن بايد بود و حركت و رياضت نشايد كرد از بهر آنكه طبيعت را از پزائيدن خلط بازدارد و بلكه بگذارد و بد يا نيك بياميزد و اندر تن پراگنده شود و بيمارى بدين سبب درازتر گردد و اگر ساكن باشد خلط عفن اندر جاى خويش آرميده باشد و طبيعت برو مستولى شود و پزاند و دفع كند اما آنچه اندر نضج يارى در سكنجبين به زودى است يا گلشكر و اگر گلشكر اندر آب گرم بمالند و اندكى تخم باديان اندر وى بجوشانند و بيالايند و سركه برو فگنند و سكنجبين سازند شراب لطيف و پزاننده باشد و چون اثر نضج پديد آيد بآهستگى تدبير استفراغ بايد كرد چيزى كه اندرين وقت استفراغ بدان كند گلشكر گداخته است با سكنجبين آميخته قدرى خيار شنبر اندر وى حل كرده باندكى تربد تركيب كرده و شراب افسنتين مسهل موافق است معده را دباغت كند و قوت دهد تا غذا را هضم و بلغم تولد نكند از بهر آنكه افسنتين را سه قوت است سودمند يكى قوت قبض كه معده را تقويت كند دوم قوتى لطيف است گشاينده سده را بگشايد و رطوبت را لطيف كند و گذرهاى اخلاط را پاك گرداند و ادرار بول كند سوم قوتيست كه صفرا را جذب كند و اصل خلط اين بيمارى صفراست كه رطوبت را گرم كند يا عفن سازد ليكن تا نشانهاى نضج پديد نيايد افسنتين نشايد داد ز بهر آنكه به قوت قبض كه درديست ماده را صلب كند و خامى زيادت شود صفته شراب افسنتين افسنتين رومى پنج درم تربد تراشيده نيمكوفته ده درم سنبل الطيب يك درم گل سرخ پانزده درم اندر سه من آب بپزند تا بيك من بازآيد و بيالايند و هر بامداد مقدار چهار درم يا ده درم شكر صبر بخورند و قرص بنفشه